کار رستگاری عیسی مسیح بیش از بخشش گناه است. شرم آور است, صلیب اغلب تنها در اشاره به بخشش گناه ذکر می شود در حالی که ماهیت صلیب نادیده گرفته می شود.. عیسی نه تنها تاوان گناهان شما را پرداخت، بلکه از طریق مرگ خود بر روی صلیب پرداخت, عیسی پسری را بازگرداند و این را به عنوان میراثی برای مردم ایماندار باقی گذاشت. احیای پسری خدا برای مسیحیان چه معنایی دارد؟?
آیا صلیب بطور رسمی به معنای بخشش گناه است؟?
شرم آور است, صلیب اغلب فقط در رابطه با بخشش گناه ذکر می شود و بیشتر واعظان از قربانی کفاره عیسی مسیح فراتر نمی روند..
بسیاری از مسیحیان نگه می دارند اردو زدن در صلیب. آنها از اینکه گناهانشان بخشیده شده و نجات یافته اند سپاسگزار هستند و بنابراین به جهنم نمی روند., اما همین. آنها برای کارهایی که عیسی بیشتر انجام داده است سپاسگزار نیستند.
بارها, مسیحیان نمی خواهند بیشتر بدانند. به این دلیل که دانش بیشتر مستلزم مسئولیت بیشتر است و آنها این را نمی خواهند.
آنها می خواهند به زندگی قدیمی خود ادامه دهند و آنطور که می خواهند زندگی کنند, همراه با امنیت که ذخیره می شوند.
هدف عیسی چه بود؟’ آمدن?
اما, هدف از آمدن عیسی این نبود که برای گناه بمیرد و برای انسان سقوط کرده کفاره بدهد و دین جدیدی را شروع کند, به موجب آن انسان می تواند مانند پیرمرد زندگی کند (گناهکار معروف به پسر شیطان) بدون اینکه قربانی حیوانی به خانه خدا بیاورند و با خون خود کفاره گناهان و گناهانشان را بدهند.
هدف از آمدن عیسی بازیابی بود (درمان) آنچه که با نافرمانی آدم از پدر و خالقش شکسته شد.
خلقت انسان از طریق گناه آلوده شد (شر) از انسان و بیمار شد و باید شفا می یافت (مرمت شده).
از طریق تسلیم و اطاعت او از پدر, عیسی تمام گناه و قضاوت نافرمانی آدم را پذیرفت, گناه و قضاوتی که کل نژاد سقوط کرده بشر تحت آن زندگی می کند, بر او و برای کل بشریت مرد.
از طریق مرگ و زنده شدن او از مردگان, عیسی با اهریمنی که از موقعیت خود به عنوان فرشته بزرگ سقوط کرد، از طریق غرور خود برخورد کرد, شورش, و نافرمانی خدا, و با وسوسه دروغ های خود انسان را متقاعد کرد که سخنان او (دروغ های او) حقیقت هستند و از طریق اطاعت انسان از سخنانش, پدر انسان شد, که از مقام فرزند خدا و حاکم بر زمین سقوط کرد.
عیسی با آغازگر طغیان و نافرمانی از خدا برخورد کرد
عیسی با آغازگر طغیان و نافرمانی از خدا و متهم کننده انسان در برابر خدا برخورد کرد., که از طریق قدرت گناه و مرگ در جسم بر مردم تسلط دارد.
او عهد بین انسان افتاده و مرگ را شکست و توافق با جهنم و با کلیدهای جهنم و مرگ از مردگان برخاست.
عیسی اسیر را به اسیری هدایت کرد و به آسمان عروج کرد و در دست راست آن حضرت واقع شد., کجا او به عنوان پادشاه سلطنت می کند (A.O. افسسیان 4:8-10; کولوسیان 1:13; عبرانیان 1; وحی 1:9-18).
با اطاعت او, عیسی آنچه را که در اثر نافرمانی آدم شکسته شده بود، احیا کرد
اکنون که عیسی آنچه را که آدم شکسته بود و نه تنها به عنوان کاهن اعظم در سمت راست پدر واقع شد، بلکه به عنوان پادشاه بازگرداند. (خط کش), پدر می تواند تسلی دهنده دیگر را بفرستد, روح القدس, روح او به زمین می رسد تا در پسرانش ساکن شود (این هم برای مرد و هم برای زن صدق می کند).
خدا به همه افراد این فرصت را داده است که به او ایمان بیاورند و از طریق ایمان به خدا و پسر خدا عیسی مسیح که او را فرستاد تا از طریق کار نجات بخش خود برای انسان سقوط کرده، پسری را بازگرداند., پسر خدا شدن.
از طریق و در او, عیسی پسری خدا را برای هر کسی که ایمان دارد و هست بازگردانده است متولد آب و روح.
خلقت کامل انسان در روز ششم
اکنون از شما می خواهم که خلقت انسان را در روز ششم منعکس کنید, که کاملا ایجاد شد (قبل از نافرمانی انسان (گناه) و سقوط او), و رابطه, هماهنگی, و صلح بین انسان و خدا در باغ عدن.
خدا با انسان راه می رفت و انسان با اطمینان راه می رفت (جسورانه, بی باک, شجاع, در آزادی) با خدا. آنها با یکدیگر وقت می گذرانند و با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و با یکدیگر به اشتراک می گذارند.
انسان به سخنان پدرش گوش فرا داد و سخنان او را اطاعت کرد و آنچه را که پدرش به انسان دستور داد انجام داد.
پدر نیازهای انسان را تأمین کرد و آنچه را که انسان برای انجام وظیفه و مسئولیتی که خداوند به انسان داده بود، به او داد, روی زمین.
این به ما نشان می دهد که این اراده خداوند برای انسان است, که در اصل فرزند اوست و توسط او و از طریق او ساخته شده است نفسش زنده شد.
هماهنگی بین انسان و خدا توسط شیطان بر هم خورد
اما هماهنگی و صلح بین انسان و خدا توسط شیطان بر هم خورد, لوسیفر فرشته قوسی افتاده, که به دلیل غرور و عصیانش در برابر خدا طرد شد و از بهشت روی زمین رانده شد.
لوسیفر می خواست مثل خدا باشد. اما, نقشه او شکست خورد و با خشم شدید فرود آمد.
شیطان دیگر بنده خدا نبود (وزیر) در بهشت, اما دشمن خدا در زمین شد.
شیطان شاهد خلقت بود. او دید که چگونه خداوند نظم را در زمین ایجاد کرد, پدر بشریت شد, و فرمانروایی بر زمین را به انسان داد.
شیطان نقشه ای برای برآورده ساختن خواسته های خود برای خدا شدن در نظر گرفت, با تبدیل شدن به پدر پسر خدا, که بذر نسل بشر را در خود حمل کرد, و فرمانروایی او را بر روی زمین به دست گیرد, به موجب آن او فرمانروای زمین خواهد شد (پادشاهی جهان).
و شیطان وارد مار شد و به مرد نزدیک شد و با دروغ فریبنده خود زن حوا را وسوسه کرد., که شوهرش آدم را وسوسه کرد, به گناه.
شیطانی که در فرشته کمانی افتاده لوسیفر وجود داشت, اکنون در ذات انسانی که خدا در اصل پدر او بود نیز وجود داشت.
فرشته قوسی افتاده لوسیفر با نام مستعار شیطان پدر انسان افتاده است
فرشته طاغوت افتاده شیطان با نام مستعار شیطان پدر انسان افتاده است, که از حالت سقوط خود زندگی می کند و همان طبیعت شیطانی شیطان را دارد (نافرمانی از کلام و فرمان خدا). به این دلیل است که هیچ چیز خوبی در انسان وجود ندارد و نمی توان انسان را خوب کرد (توجیه شده است) توسط آثار خودش.
مردم نمی توانند در مورد وضعیت سقوط کرده و طبیعت شیطانی خود کاری انجام دهند
مردم نمی توانند در مورد وضعیت سقوط کرده و طبیعت شیطانی خود کاری انجام دهند. فقط خدا می تواند تغییر ایجاد کند. و خدا این کار را با فرستادن پسرش عیسی مسیح انجام داده است, چه کسی وارد شد شبیه انسان و بازسازی شد (شفا) حالت و ماهیت انسان.
از موقعیت او به عنوان پسر خدا و وضعیت صالح کامل او و قدرت و قدرت, که خداوند او را پوشانده بود (نام او و روح او), عیسی با دروغ ها برخورد کرد, کار, و فرمانروایی شیطان, گناه, و مرگ.
عیسی بازسازی کرد (شفا) آنچه در نافرمانی انسان شکسته شد و آنچه انسان از دست داده بود, یعنی پسری; موقعیت او به عنوان فرزند خدا و حالت کامل مقدس و صالح و فطرت خدایی و رابطه و ارتباط مستقیم او با خدا..
عیسی مسیح فرزند پسری را برای هر کسی که ایمان آورد و در او متولد شد دوباره احیا کرد.
توبه, غسل تعمید در آب و غسل تعمید با روح القدس نتیجه و دلیل ایمان به خدا و ایمان به پسرش عیسی مسیح و کار نجات بخش و ترمیم کننده اوست..
راه به پدر از طریق بازیابی می شود- و در پسرش عیسی مسیح
راه رسیدن به پدر و جسارت در آمدن آزادانه نزد او و گذراندن وقت با او در دعا و گوش دادن به او و آموختن از او, به مرد جدید پس داده شده اند, که با ایمان در مسیح بازآفرینی شده است, توبه, غسل تعمید در آب و تعمید با روح القدس (A.O. اعمال 2:38; رومیان 8:14-17; 1 قرنتیان 2; 2 قرنتیان 5:17-21; افسسیان 2:14-18).
همان روح خدا, که در عیسی زندگی می کرد, از طریق تولد جدید در انسان جدید زندگی می کند.
روح مقدس, کسی که مردم را به راه خدا هدایت می کند و اندیشه های خدا و ژرفای خدا را می شناسد, در مرد جدید زندگی می کند و فرزند پسری را شهادت می دهد; همان پسری که عیسی در آن قدم میزد.
روح القدس در انسان جدید گواهی بر گناهکاری نیست، بلکه پسر بودن خداست
روح در انسان جدید شهادت نمی دهد که انسان گناهکار است که به نام پسر شیطان است و باعث نمی شود که انسان به عنوان برده گناه و مرگ راه برود., نه, روح القدس مردم را به گناه و مرگ هدایت نمی کند.
اما روح پسر بودن خدا (روح فرزندخواندگی) با روح انسان جدید شهادت می دهد, که از مردگان زنده می شود, که انسان جدید پسر خداست و باعث می شود که انسان در اطاعت از خدا در عدالت قدم بردارد.
اطمینان از پسر بودن از طریق روح القدس در انسان جدید برقرار است, که از خدا زاده شده است, با خون, آب و روح و لباس مسیح.
زیرا شما همه فرزندان خدا با ایمان به مسیح عیسی هستید. همانطور که بسیاری از شما همانطور که در مسیح تعمید یافته اید ، مسیح را قرار داده اید
گالاتیان 3:26
حقیقت این است که عیسی پسری خدا را احیا کرد!
روی صلیب, عیسی نه تنها با گناه و مرگ سروکار داشت, بلکه با دشمنی بین خدا و انسان و بازیابی پسری در او از طریق قربانی کردن جسم او (A.O. افسسیان 2:14-18).
تمام آن دروغ های الهیات و رهبران جسمانی کلیسا, که انکار می کنند یا در مورد آن سکوت می کنند ضرورت تولد دوباره از طریق توبه, غسل تعمید در آب و تعمید با روح القدس, و بازدیدکنندگان کلیسا را تبرئه کنید تا زندگی مقدسی داشته باشند و در خواست خدا درست قدم بردارند, تضمین کرده اند که نه تنها آنها, بلکه بازدیدکنندگان کلیسا, خلقت قدیمی باقی بماند, که از خدا جدا شده است, و مانند خلقت قدیم در بی بند و باری زندگی کن و در گناه استقامت کن (نافرمانی به خدا).
واعظ, که خود فرزندان شیطان هستند, و لذا وصیت و کارهای پدرشان را انجام دهند (دروغ, سرقت, تقلب, بت پرستی, جادوگری, فساد, نجس بودن جنسی, زناشویی, طلاق, نفرت, کشتن, و غیره) و به جای تبلیغ ایمان، ارتداد و گناهکاری را تبلیغ کنید, توبه, تولد جدید, تقدیس و پسر بودن خدا, نیستند مسح شده توسط خدا و مسح روح القدس را نداشته باشید.
افرادی که می گویند مسیحی هستند اما از حقوق جسم دفاع می کنند و از آنها دفاع می کنند, در مسیح نیستند و از خدا نیستند و روح القدس او را ندارند.
به دلیل این واقعیت, که اکثر بازدیدکنندگان کلیسا واقعاً دوباره متولد نشده و روحانی نیستند, اما نفسانی, و بنابراین در تاریکی راه بروید و خود کتاب مقدس را مطالعه نکنید و از حقیقت بی اطلاع باشید, آنها به این افراد نگاه می کنند, که مطالعه کردند و به عنوان رهبران کلیسا منصوب شدند, و حرف آنها را باور کن.
چه زمانی باید از رهبران کلیسا الگو بگیرید?
آیا باید از رهبران کلیسا اطاعت کنید و از آنها پیروی کنید? کاملا, اگر زندگی خود را در مسیح به تعویق انداخته و در او از نو متولد شوند و از او پیروی کنند و سخنان او را بیان کنند, و بنابراین زندگی فداکارانه ای را مانند پولس انجام دهید, که این کلمات را نوشته است (1 قرنتیان 4:14-21; 11:1; عبرانیان 13:17).
تا زمانی که روحانی باشند و با ایمان به محبت و ترس خداوند خداوند و در نتیجه این ایمان ایمان داشته باشند, صحبت کنید و از سخنان او اطاعت کنید و احکام عیسی را حفظ کنید و به عنوان خلق جدید پس از روح در اراده او قدم بردارید, شما باید آنها را دنبال کنید.
اما نه اگر هنوز نفسانی باشند و مانند دنیا در شرارت و فسق زندگی کنند و سخنان خدا را باور نکنند بلکه سخنان خدا را بپیچانند و انکار کنند., و در عوض سخنان جهان را بر زبان آورید و کارهای جسمانی را انجام دهید و راه خداوند را منع کنید و کفر گویید.
عیسی خیلی واضح بود رهبران قوم خدا زمانی که او روی زمین زندگی می کرد و هنوز هم همینطور است.
حقیقت این است, که عیسی پسری را در بدن خود با خون خود بازگرداند! عیسی انسان را دوباره با خدا آشتی داد (A.O. رومیان 5:10; 2 قرنتیان 5:18-21; کولوسیان 1:21-23).
همه, کسی که به عیسی مسیح ایمان آورد و از نو در او متولد شد، پسر خدا شده است
همه, که به عیسی مسیح ایمان دارد و توبه کرده است, و دوباره در او متولد می شود; متولد آب (غسل تعمید) و روح (غسل تعمید با روح القدس) پسر خدا شده است.
از طریق قربانی و خون عیسی مسیح روح انسان عادل می شود.
از طریق مصلوب شدن جسم، دیگر دشمنی بین انسان و خدا وجود ندارد.
و از طریق رستاخیز انسان جدید از مردگان, انسان از قدرت شیطان و گناه و مرگ رهایی یافته و پسر خدا شده است (این هم برای مرد و هم برای زن صدق می کند).
انسان در مسیح مسح می شود و بنابراین در مقام پسری قرار می گیرد. مرد جدید به عنوان اثبات پسر بودن خود روح القدس را دریافت می کند.
از طریق بازسازی شده (شفا) حالت و ماندن روح القدس انسان کامل می شود و از این وضعیت کامل به عنوان پسر خدا در صلح با خدا در اطاعت از پدرش مطابق میل او زندگی خواهد کرد., و آنچه او را خشنود می کند انجام می دهد. درست مثل عیسی, اولین زاده خلقت جدید
پس پیروان خدا باشید, به عنوان بچه های عزیز; و عاشقانه راه برو, همانطور که مسیح نیز ما را دوست داشته است, و خود را برای ما پیشکش و قربانی برای بوی خوشبو به خدا داده است.
افسسیان 5:1-2
نمک زمین باش’






