پولس دو بار در مورد "کسی را به شیطان تحویل دهید" نوشت., یعنی در 1 قرنتیان 5:4-5 و در 1 تیموتی 1:20. اما منظور پولس از وقتی که گفت شخصی را به دست شیطان بسپارید چه بود؟? برای درک, تسلیم انسان به دست شیطان یعنی چه؟, باید به لحظه برگردیم, وقتی یک گناهکار به عیسی مسیح روی می آورد و توبه می کند و آنچه در قلمرو روحانی اتفاق می افتد.
آنچه در قلمرو معنوی اتفاق می افتد, وقتی انسان توبه می کند?
وقتی گناهکار توبه کند و دوباره متولد شود, فرد منتقل خواهد شد, در قلمرو معنوی, از پادشاهی شیطان; تاریکی, به پادشاهی خدا; پادشاهی نور.
چه کسی ما را از قدرت تاریکی تحویل داده است, و ما را به پادشاهی پسر عزیزش تبدیل کرده است: که در آنها از طریق خون او رستگاری داریم, حتی بخشش گناهان (کولوسیان 1:13-14)
تا چشمانشان را باز کنند, و آنها را از تاریکی به روشنایی تبدیل کند, و از قدرت شیطان به سوی خدا, تا آمرزش گناهان را دریافت کنند, و میراثی در میان آنانی که با ایمانی که در من است تقدیس شدهاند (اعمال 26:18)
این شخص به پادشاهی دیگری منتقل شده است, یعنی پادشاه دیگری وجود خواهد داشت; حاکم دیگری.
وقتی شخصی از پادشاهی شیطان منتقل می شود, به پادشاهی خدا, شخص دیگر تحت کنترل شیطان نیست و نخواهد بود تسلیم شیطان, اما شخص تحت کنترل عیسی مسیح است و باید تسلیم عیسی مسیح شود.
در حال حاضر, اینکه شخص متعلق به یک پادشاهی جدید است, به این معنی است که فرد نیز متفاوت زندگی خواهد کرد. زیرا پادشاهی دیگر یعنی قانون دیگری; سایر قوانین و مقررات.
آن شخص دیگر نباید طبق قانون و مقررات پادشاهی قدیمی خود زندگی کند; تاریکی (جهان), و تحت کنترل شیطان و قدرت های تاریکی زندگی کنید, که در جسم حکومت می کنند. اما شخص باید بر اساس قانون روح ملکوت خدا زندگی کند. فرد باید بر اساس آن زندگی کند اراده عیسی مسیح و به دنبال روح راه خواهند رفت, و تحت کنترل او زندگی کنید (همچنین بخوانید: توبه چیست?).
فرآیند تقدیس
توسط خون عیسی, گناهکار از تمام گناهان و گناهانش پاک شده است. گناهکار از گناه و فطرت گناه آلود خود رها شده است. بنابراین گناهکار دیگر گناهکار نیست. از طریقغسل تعمید, شخص به طور نمادین زمین گذاشته است زندگی قدیمی اش به عنوان یک گناهکار و در مسیح در زندگی جدید برخاسته است. از طریق تعمید با روح القدس, روح او از مردگان زنده شده است. از طریق این فرآیند بازسازی, گناهکار عادل شده و قدیس شده است (همچنین بخوانید: کار رستگاری خدا).
گناهکار دیگر گناهکار نیست; پسر شیطان دیگر. اما او عادل شده است; یک قدیس; یک پسر خدا.
قدیس دیگر در گناهان و گناهان راه نخواهد رفت، بلکه طبق خواست خدا در قدوسیت و عدالت قدم خواهد زد..
اتفاقی که در حوزه معنوی افتاد, باید در قلمرو طبیعی قابل مشاهده باشد. به این می گویند فرآیند تقدیس. در طول فرآیند تقدیس, شخص پیرمرد را عقب می اندازد و مرد جدید را می پوشد.
انسان جدید باید کتاب مقدس را بخواند و مطالعه کند و توسط روح القدس در کلام خدا آموزش ببیند. به طوری که ذهن فرد خواهد بود با کلام خدا تجدید شد.
وقتی انسان ذهن خود را تجدید می کند, را سنگرها طرز فکر جسمانی قدیمی او توسط کلام نابود خواهد شد. به طوری که, ذهن با کلام خدا همسو خواهد شد. با تجدید ذهن او, انسان باید همانگونه فکر کند که خدا می اندیشد, و بنابراین صحبت خواهد کرد, عمل, و طبق خواست او راه بروید (همچنین بخوانید: آیا افکار خدا افکار ما هستند؟?).
فرآیند مهاجرت
ما می توانیم این فرآیند را در حوزه طبیعی با فرآیند مهاجرت مقایسه کنیم. وقتی یک مهاجر وارد کشور جدیدی می شود, دولت از مهاجر انتظار دارد که (s)او زندگی خود را با قانون و فرهنگ آن کشور تنظیم خواهد کرد. مهاجر باید قانون را یاد بگیرد, قاعده, مقررات, زبان, آداب و رسوم, و فرهنگ. بنابراین, مهاجر باید دوره های اجباری مهاجرت را بگذراند. زمانی که مهاجر تمام دوره ها را گذرانده باشد, (s)او باید برای اثبات این موضوع امتحان بدهد (s)او می داند که از او چه انتظاری می رود. زمانی که مهاجر امتحان را با نتایج خوب پشت سر می گذارد (s)او اجازه اقامت دریافت خواهد کرد.
اما اجازه اقامت تنها آغاز راه است. بعد از گرفتن این مجوز, همه چیز در مورد اینکه آیا (s)او انجام می دهد, آنچه از او انتظار می رود. به عبارت دیگر, مهاجر باید عملی کند, چی (s)به او آموزش داده شده است.
آیا مهاجر تسلیم می شود و زندگی خود را با فرهنگ جدید تنظیم می کند؟? اراده (s)او قانون را حفظ می کند و بر اساس آن زندگی می کند (اخلاقی) آداب و رسوم آن کشور? یا اینکه مهاجر فرهنگ قدیمی خود را حفظ خواهد کرد, عادات, آداب و رسوم, قانون, و مقررات کشور قدیمی خود? و بنابراین ممکن است کارهایی انجام دهد, که برخلاف فرهنگ کشور جدید است و بنابراین قوانین کشور جدید خود را نقض می کند. اگر شخص حاضر به تسلیم شدن در برابر حاکم نباشد(s) از این کشور و فرهنگ و قانون آن است و حاضر به تغییر آداب و رسوم این کشور جدید نیست, اما پس از عادت های قدیمی خود به زندگی ادامه می دهد, آداب و رسوم, و قوانین قدیمی, در این صورت مهاجر می تواند مجوز اقامت خود را از دست بدهد. یعنی, این که (s)او به کشور قدیمی خود بازگردانده خواهد شد (s)او از.
از پادشاهی تاریکی منتقل شد
به پادشاهی نور
انتقال از پادشاهی تاریکی به پادشاهی نور نیز به همین صورت است. هنگامی که یک گناهکار از پادشاهی شیطان منتقل می شود, به پادشاهی خدا, و قدیس می شود, این بدان معناست که فرد نیز باید زندگی خود را تغییر دهد و مانند یک قدیس راه برود; جدا از دنیا به خدا.
یک قدیس به دنبال روح می رود, بعد از خواست خدا. بنابراین, شخص باید مطابق آنچه کلام خدا می گوید راه برود, و نه بر اساس آنچه دنیاست (پادشاهی قبلی) می گوید.
رویارویی با یک فرد, که در گناه استقامت می کند
زمانی که یک مسیحی معمولاً در گناه زندگی می کند و در کلیسا با مسیحی دیگر روبرو می شود, در مورد گناه(s) در زندگی او (چون, شاید این برادر از گناه خود آگاه نباشد, و آن را امری عادی می داند), بیایید از مثال استفاده کنیم با هم ازدواج نکرده است, اما او حاضر نیست به او گوش دهد و نمی خواهد برای توبه کردن, اما در گناه استقامت می کند, حتی زمانی که جماعت با او مقابله کنند. سپس همه چیز در مورد است, با این شخص چه می کنید.
با آدم چیکار میکنی, که سرکش است و نمی خواهد تسلیم کلام خدا شود? و حاضر نیست از گناه خود توبه کند و گناه را از زندگی خود پاک کند? چون اساسا, شخص حاضر به تسلیم شدن به رئیس کلیسا نیست: عیسی; کلام زنده خدا.

کلمه می گوید, که کمی مایه خمیر مایه کل کلوخه می شود. بنابراین اگر عضوی در گناه زندگی کند, و نمی خواهد توبه کند, آنگاه ثمره گناه بر تمام جماعت اثر خواهد گذاشت. تمام جماعت تحت تأثیر شرارت قرار خواهند گرفت.
به همین دلیل است که شر (گناه) قبل از اینکه بر سایر اعضای کلیسا تأثیر بگذارد، باید حذف شوند.
وقتی مثال این شخص را ادامه می دهیم, که مجرد با هم زندگی می کنند, سپس این شخص مرتکب زنا می شود. روح زنا, نه تنها با این شخص خواهد ماند، بلکه بر کل جماعت تأثیر خواهد گذاشت.
این امر در زندگی مؤمنان نمایان خواهد شد, از طریق ناپاکی جنسی, مثل ارواح فریبنده, شهوات جنسی, و خواسته, تماشای پورن, استمناء, فساد, زناشویی, طلاق, الف تغییر در گرایش جنسی, وابسته به کودکان, سوء استفاده جنسی, و غیره.
کلیسا مجمع مؤمنان است, که با هم بدن محلی عیسی مسیح هستند. بنابراین هر یک از اعضای جماعت در گناه یک شخص شریک است, که در گناه استقامت می کند, و از توبه امتناع می کند (همچنین بخوانید: کتاب مقدس در مورد گناه در کلیسا چه می گوید?).
تسلیم انسان به دست شیطان یعنی چه؟?
به نام خداوند ما عیسی مسیح, وقتی دور هم جمع شدید, و روح من, با قدرت خداوند ما عیسی مسیح, تا چنین کسی را به شیطان برای هلاکت جسم تحویل دهد, تا روح در روز خداوند عیسی نجات یابد (1 قرنتیان 5:4-5)
این مسئولیت را به تو میدهم, پسر تیموتی, طبق پیشگویی هایی که پیش از این بر تو گفته شد, تا به وسيله آنها جنگ خوبي انجام دهي; حفظ ایمان, و وجدان خوب; که برخی به خاطر ایمان آن را کنار گذاشتند، کشتی را غرق کردند: که هیمنائوس و اسکندر از آنهاست; او را به شیطان تسلیم کردم, تا یاد بگیرند کفر نگویند (1 تیموتی 1:18-20)
پل می گوید, که اگر انسان بر گناه استقامت کند و نخواهد گوش کند و از گناه خود توبه کند, شما باید شخص را به دست شیطان بسپارید, برای نابودی بدنش, به طوری که روح (زندگی او) در روز پروردگار نجات خواهد یافت; روز قیامت. این به چه معناست?
یعنی, که وقتی انسان در گناه استقامت کند, او باید از کلیسا حذف شود. زیرا کلیسا نماینده حکومت پادشاهی خداست. به طوری که در قلمرو معنوی, شخص به شیطان سپرده خواهد شد; به جهان (پادشاهی تاریکی), جایی که او در اصل از آنجا آمده است. درست مثل اتفاقی که برای یک مهاجر می افتد, چه زمانی (s)او نمی خواهد زندگی خود را تغییر دهد و تسلیم کند, به حاکم(s) از کشور جدید و فرهنگ آن, آداب و رسوم, و قانون. مهاجر به کشور قدیمی خود بازگردانده می شود.
اگر کلیسا شخصی را به شیطان تحویل دهد, در این صورت شخص دیگر تحت کنترل خداوند نخواهد بود, اما شخص دوباره تحت کنترل شیطان قرار خواهد گرفت.
هدف از تحویل انسان به دست شیطان چیست؟?
هنگامی که رهبران کلیسا شخصی را به شیطان تحویل می دهند, و شخص را به پادشاهی تاریکی برگردانید, پادشاهی که از آنجا آمده است, آنگاه ممکن است فرد از کارهای خود پشیمان شود, نشان دادن پشیمانی, و از گناه خود توبه کند.
اگر پشیمان شود و از گناه خود پشیمان شود و نزد عیسی بازگردد, و پادشاهی خدا, در طول زندگی خود در این زمین, سپس روح او (زندگی) در روز پروردگار نجات خواهد یافت.
این چیزی است که ممکن است برای شخص کلیسای قرنتس اتفاق بیفتد, که زنا کرد, با همسر پدرش.
کلیسا زنا را پذیرفت. به خاطر آن, پولس کلیسا را متهم کرد, که پف کرده بودند (مغرور و مغرور).
به جای عزاداری برای این گناه هولناک, حذف شخص از میان آنها, و سپردن شخص به شیطان, گناه را پذیرفته بودند (کار شیطان).
زمانی که پولس با رفتار نادرست کلیسا مواجه شد, کلیسا به سخنان پولس گوش داد و به سخنان او عمل کرد, و آن شخص را از جماعت خارج کرد. با حذف فرد از کلیسا در قلمرو طبیعی, شخص در قلمرو روحانی به شیطان تحویل داده شد.
ظاهرا, شخص پشیمانی نشان داد, توبه شده, و به جماعت بازگشت. زیرا پولس به کلیسا دستور داد که او را ببخشند و دلداری دهند (شخص, که به خاطر گناه از جماعت حذف شد), و عشقشان را به او نشان دهند, با پذیرش دوباره او به کلیسا (2 قرنتیان 2:7)
انضباط معنوی ثمره عدالت را به بار خواهد آورد
با این نظم روحی خشن; مواجهه فرد با گناهش, که کار شیطان است, و با حذف او از کلیسا, آن شخص پشیمان شد و از گناه خود پشیمان شد. انضباط روحی خشن ممکن است در ابتدا برای فرد دردناک بوده باشد. اما در پایان, شخص از مرگ نجات یافت و میوه صلح آمیز عدالت را به بار آورد.
اکنون به نظر می رسد که هیچ تنبیهی برای زمان حال شادی آور نیست, اما غم انگیز: با این حال، پس از آن، ثمره صلح آمیز عدالت را برای آنها که به وسیله آن اعمال می شوند، به ارمغان می آورد. (عبرانیان 12:11)
اونایی که دوستشون دارم, من توبیخ و تنبیه می کنم, پس غیرت کن و توبه کن (وحی 3:19)
چه اتفاقی میافتد اگر یک کلیسا فردی را به شیطان تحویل ندهد?
چه اتفاقی برای آن فرد می افتاد, اگر پولس به کلیسا دستور نمی داد که او را از میان خود دور کند? یا اگر کلیسا تصمیم گرفت مغرور و مغرور بماند, و سخنان پولس و فرمان خدا را رد کرد, و گناه را پذیرفت و اجازه داد شخص در کلیسا بماند, در حالی که او گناه کرد?
فرد گم می شد. و این تمام نیست, زیرا تمام جماعت تحت تأثیر شرارت قرار خواهند گرفت. سرانجام, کلیسا در تاریکی خواهد نشست, به جای اینکه در نور زندگی کنند و به جای عیسی مسیح به بدن خود و شیطان خدمت کنند (همچنین بخوانید: کلیسایی که در تاریکی نشسته است).
وقتی انسان در گناه استقامت می کند و در کلیسا می ماند, و از نظر روحی منضبط نیست, با مواجهه با گناه شخص و با حذف او از کلیسا یا زمانی که شخص نمی خواهد به سخنان کلیسا گوش دهد و در کلیسا می ماند., سپس در روز پروردگار; روز قیامت, شخص باید توسط کلام تا مرگ ابدی قضاوت شود. اما این همه چیز نیست! کلیسا مسئول خون او خواهد بود.
«نمک زمین باش»





