نظر مردم برای بسیاری از شرکت ها بسیار ارزشمند است. به محض خرید محصول یا خدمات یا تماس با یک شرکت, نظر شما پرسیده می شود. این راه, شرکت می تواند مشتریان را اندازه گیری کند’ میزان رضایت و اگر مشتری پیشنهادی برای بهبود یا خواسته های دیگر دارد, شرکت می تواند تنظیمات و بهبودها را انجام دهد. بسیاری از شرکت ها دیگر روند را تعیین نمی کنند بلکه توسط نظر مردم هدایت می شوند. این قبلا متفاوت بود. در قدیم, یک شرکت نیاز مردم را دید و از خلاقیت و دانش کافی برای توسعه محصول یا خدماتی برخوردار بود که شرکت به آن اعتقاد داشت.. این شرکت با نظر مردم هدایت نمی شد، بلکه مردم را متقاعد می کرد که به محصول یا خدمات آنها در زندگی خود نیاز دارند.. اما به دلیل افزایش کسب و کارهای جدید و رقابت و قدرت رسانه های اجتماعی, بسیاری از شرکت ها استراتژی بازاریابی خود را تغییر داده اند و با نظر مردم هدایت می شوند. زیرا نظر مردم مهم و ارزشمند است. اما آیا این در مورد کلیسا نیز صدق می کند؟?
عیسی رئیس کلیسا است
سازمان بهداشت جهانی (عیسی) تصویر خدای نامرئی است, اولین زاده هر موجودی: زیرا همه چیز به وسیله او آفریده شد, که در بهشت هستند, و آن ها در زمین هستند, قابل مشاهده و نامرئی, چه تاج و تخت باشند, یا سلطه ها, یا شاهزادگان, یا قدرت ها: همه چیز توسط او آفریده شده است, و برای او: و او بر همه چیز مقدم است, و همه چیز به وسیله اوست. و او سر بدن است, کلیسا: چه کسی آغاز است, اول زاده از مردگان; تا او در همه چیز برتری داشته باشد (1 سرهنگ 1:15-18)
به دلیل کاهش حضور در کلیسا در دهه های گذشته, بسیاری از کلیساها در طول سال ها مسیر خود را تغییر داده اند. بسیاری از کلیساها تحت تأثیر جهان قرار گرفته اند و راه کلام را ترک کرده اند. آنها وارد راه دنیا شدند و راهبردها و روشهای دنیا را در کلیسا اتخاذ و اعمال کردند تا مردم بیشتری را جذب کنند و مردم را راضی نگه دارند..
اما, آنها یک چیز مهم را فراموش کرده اند! کلیسا یک نهاد دنیوی نیست, که توسط انسان اداره می شود و از بدن با ابزار مهارت های انسانی عمل می کند, روش, و فنی. اما کلیسا یک نهاد روحانی روی زمین است, که توسط خدا منصوب شده و توسط عیسی مسیح اداره می شود و از روح عمل می کند.
در کلیسا بر اساس عیسی مسیح بنا شده است; او رئیس کلیسا است و از طریق روح القدس به کلیسا متصل است; مجمع مؤمنان دوباره متولد شده.
عیسی دقیقاً میداند که کلیسا به چه چیزهایی نیاز دارد, چه کسانی هستند دوباره متولد شده است در او و متعلق به اوست, به صدای او گوش فرا دهند و آنچه را که به آنها امر فرموده است بگویند و انجام دهند. اما همیشه این اتفاق نمی افتد.
اکثر رهبران هستند خیلی شلوغ و زمانی برای گذراندن با عیسی و گوش دادن به او ندارید.
بسیاری از رهبران کلیسا وجود دارد, که از بالای منبر موعظه می کنند, اما عیسی را شخصاً و از نظر تجربی نمی شناسید و با او رابطه شخصی ندارید.
این عمدتاً به این دلیل است که اکثر رهبران کلیسا در یک کلیسا منصوب می شوند زیرا آنها الهیات خوانده اند و دکترای خود را دریافت کرده اند. آنها به دنیا ثابت کرده اند که از تمام خرد و دانش الهیات لازم برای رهبری یک کلیسا برخوردار هستند. آنها به دانش خود اعتماد دارند, خرد, توانایی, و مهارت ها و خطبه های خود را از دانش کلامی خود می سازند, خرد, و روشها و بنابراین آنها به عیسی نیاز ندارند.
آنها نگاه نمی کنند که رهبر کلیسا باشد یا خیر دوباره متولد شده است و تبدیل شده است یک آفرینش جدید در عیسی مسیح و بر اساس اراده خدا و کلام او به دنبال روح حرکت کنید و حقیقت او را موعظه کنید.
بنابراین, بسیاری از رهبران کلیسا وجود دارد, که هنوز مخلوق قدیم و نفسانی هستند و از عقاید و فلسفه های خود به مؤمنان می آموزند., که مبتنی بر دانش دنیوی است, خرد, و تجربه.
مؤمنان, که خطبه هایشان را می شنوند, ذهن خود را با سخنان و نظر کشیش خود پر کنید, که از یک ذهن جسمانی ناشی می شود. آنها همان عقیده کشیش خود را تشکیل می دهند و در زندگی خود از سخنان و نظر کشیش پیروی می کنند. در نتیجه, بسیاری از مؤمنان از حقیقت خدا منحرف شده و دنیا طلب شده و مانند دنیا زندگی می کنند.
برخی دیگر از حضور در کلیسا دست کشیدند زیرا آنچه را که به دنبال آن بودند پیدا نکردند. برخی دیگر به عنوان یک عادت مذهبی یا برای آسودگی خیال در کلیسا می مانند زیرا فکر می کنند با حضور در کلیسا هستند ذخیره شده است.
آنها می مانند آفرینش قدیمی و از نظر روحی گرسنه هستند زیرا به جای روحشان, گوشت آنها در حال تغذیه است. بنابراین بسیاری در زندگی قدیمی خود گیر می کنند, با تمام مشکلاتشان و تبدیل به خلق جدید نشوند, که کلام در مورد آن صحبت می کند و از نظر معنوی بالغ نمی شوند.
کلیسا بر اساس نظر مردم ساخته شده است
بسیاری از کلیساها راه خود را رفته اند و در راه خدا قدم نمی گذارند. بنابراین بسیاری از کلیساها از سر کار نمی کنند; عیسی مسیح. آنها به عیسی گوش نمی دهند تا بفهمند در کلیسا چه اتفاقی می افتد و ایمانداران کلیسا به چه چیزی نیاز دارند. عوض, آنها به خواست و نظر مردم گوش می دهند, تا بفهمند به چه چیزی نیاز دارند و چه می خواهند.
آنها به اراده آنها پاسخ می دهند و مراسم و مراسم کلیسایی خود را به گونه ای سازماندهی می کنند که جسم را خشنود کند. مؤمنان عاشق معاشرت هستند و می خواهند وقت زیادی را صرف عبادت و ستایش کنند و خواهان دعاهای کوتاه و موعظه های کوتاه نشاط آور هستند..
بسیاری از رهبران کلیسا به خواسته ها و نظرات مؤمنان گوش می دهند و به آنها پاسخ می دهند زیرا از این طریق فکر می کنند مردم را راضی می کنند و آنها را در کلیسا نگه می دارند و افراد بیشتری را به کلیسا جذب می کنند.. اثربخشی این استراتژی در دنیا ثابت شده است. بنابراین, آنها فکر می کنند که در کلیسا نیز موثر خواهد بود.
شمعدان کلیسا
اما یک بار دیگر, آنها یک چیز مهم را فراموش می کنند: عیسی سنگ بنای اصلی و سازنده کلیسا است. تا زمانی که کلیسا در او بماند و بماند مطیع و به کلام او وفادار باشید و به عیسی گوش دهید, کلیسا نوری خواهد بود که در تاریکی می درخشد و خود عیسی مردم را به بدن خود خواهد افزود.
اما چون اکثر کلیساها به خدا تکیه نمی کنند, اما به نظر خودشون تکیه کن, دانش, خرد, توانایی, و مهارت ها و مؤمنان را مرکز کلیسا قرار داده اند, عیسی خود را کنار کشیده و شمعدان را از بسیاری از کلیساها برداشته است.
راه دنیا کاملاً با راه خدا مخالف است
زیرا خداوند حکمت می بخشد: از دهان او علم و فهم بیرون می آید (درز 2:6)
راه دنیا راه خدا نیست و کاملاً مخالف راه خداست. راه جهان از جسم و راه خدا از روح عمل می کند. اما, باید دوباره متولد شوی تا در راه خدا قدم برداری.
تا زمانی که انسان دوباره متولد نشده و متعلق به تاریکی است, شخص باید کارهای تاریکی را انجام دهد; آثار جهان و اتخاذ و اعمال روشها و راهبردهای جهان در کلیسا. بنابراین بسیاری از کلیساها با جهان یکی شده اند و هستند نشسته در تاریکی. آنها دیگر نور جهان نیستند (همچنین بخوانید: تاریکی نور را خاموش می کند)
اما تا زمانی که عیسی برنگشته است, همیشه راهی وجود دارد توبه و رستگاری. بنابراین مهم است که کلیساها فروتن خود را بخواهند و برای تمام حکمت های نفسانی دنیوی طلب آمرزش کنند, دانش, حماقت و گناه, که اجازه داده اند وارد کلیسا شوند و آنها را حذف کنند.
نور در تاریکی
با تمام قلبت به خداوند توکل کن; و به فهم خود تکیه مکن. در تمام راه های خود او را تصدیق کنید, و او راههای تو را هدایت خواهد کرد. از نظر خودت عاقل نباش: از پروردگار بترسید, و از شر دوری کن. برای ناف تو سلامت خواهد بود, و مغز استخوان تو (درز 3:5-8)
لازم است که کلیساها توبه کردن به خدا و از عیسی بخواهید که دوباره رئیس کلیسا شود و توسط کلام و روح القدس هدایت شود. زیرا بدون عیسی و روح القدس کلیسا از نظر روحی مرده است.
وقتی کلیسا توبه می کند و عیسی را رئیس کلیسا می کند, به این معنی که کلیسا همان چیزی را که عیسی موعظه می کند; کلام می گوید و در اراده او گام بردارید و نظر خود را حفظ کنید, خرد, دانش و مهارت و نظر و خواسته مؤمنان را دور می کند, سپس عیسی شمعدان را پس خواهد گرفت و کلیسا دوباره در تاریکی این جهان خواهد درخشید.
سپس آن ها, کسانی که در تاریکی راه می روند و ناامیدانه به دنبال کمک هستند، نور را خواهند یافت.
اما تا زمانی که کلیسا راه خود را دنبال کند و بر خرد دنیوی نفسانی خود تکیه کند, دانش, و مهارت ها, کلیسا در تاریکی و آن ها نشسته خواهد ماند, که به دنبال کمک هستند, به کلیسا نخواهند رفت و عیسی را نخواهند یافت, اما وارد راه های غیبی می شود و گم می شود. و یکی, که مسئول شناخته می شود کلیسا است.
بازتابی از عیسی مسیح
کلیسا باید بازتابی از عیسی مسیح بر روی زمین باشد و باید مانند او در اراده خدا صحبت کند و راه برود, درست مانند عیسی که انعکاس خدا بود و سخنان پدرش را گفت و به اراده او گام برداشت و به مردم خدمت کرد و آنچه را که نیاز داشتند به آنها داد. (2 هم 4:4, سرهنگ 3:10)
دنیا می خواهد نظر شما را بداند و نظر شما را می پرسد, اما خدا نظر شما را نمی پرسد. او می خواهد نظر او به نظر شما تبدیل شود, توسط تجدید ذهن شما با کلام خدا (همچنین بخوانید: نظر من نیست, اما نظر شما).
تنها زمانی که کلیسا در مسیح نشسته باشد و بر اساس اراده خدا و اراده عیسی توسط روح القدس عمل کند., کلیسا باید بتواند به مردم کمک کند و آنچه را که نیاز دارند به آنها بدهد, که رستگاری کامل کهنه است انسان جسمانی, و زندگی جدید در روح به وسیله عیسی مسیح و زندگی جاودانی.
نمک زمین باش’


