برخی افراد همیشه تمایل دارند دیگران را مقصر بدانند. به محض اینکه در مورد موضوع خاصی از آنها سوال کنید یا با آنها روبرو شوید, انگشت را به جای دیگری نشانه می روند. آنها علت نیستند, اما شخص دیگری است. پیرمرد; خلاقیت های قدیمی, همیشه می خواهید به جای اینکه مقصر باشید و مسئولیت رفتار آنها را به عهده بگیرید، دیگران را سرزنش کنید, اقدامات, اشتباهات, مشکلات یا موقعیت. انگشت را جای دیگری نشان می دهند, مثل گذشته, روشی که آنها بزرگ شدند, وضعیت, همسرشان, کودک(رن), دوستان, خانواده, آشنایان, کارفرما, همکاران, شیطان و غیره. آنها دیگران را مسئول اعمال خود می دانند, رفتارها و اشتباهاتشان را سرزنش کنید و آنها را به خاطر این آشفتگی که در آن قرار دارند سرزنش کنید. آنها هرگز به خود نگاه نمی کنند و خود را مسئول اعمالشان نمی دانند, اما همیشه تقصیر را گردن دیگری بیندازید.
اما چه کسی حاضر است و به اندازه کافی جسور است که به جای اشاره انگشت به جای دیگری به خود نگاه کند? البته, موقعیتهایی وجود دارد که در آن گذشته و نحوه بزرگ شدن شخص وجود دارد, در رشد شخصیت و رفتار فرد نقش داشته است, اما این به فرد حق و کارت رایگان برای ماندن در این راه نمی دهد, و به سرزنش گذشته و دیگران برای وضعیت خود ادامه دهید, اقدامات, و اشتباهاتی که مرتکب می شوند. به خصوص, اگر مؤمن هستی, که ادعا می کند دوباره متولد شده است.
چون اگر هستی دوباره متولد شده است, شما به یک آفرینش جدید تبدیل شده اید. یعنی, که همه چیز از زندگی قبلی شما گذشته است. آنها دیگر وجود ندارند, چون شما دارید گوشت تو را مصلوب کرد; زندگی جسمانی قدیمی شما. زندگی جدیدی به شما داده شده است; زندگی در روح. بنابراین تغییر و تحولی در زندگی شما رخ خواهد داد. وقتی این اتفاق نمی افتد, باید از خود بپرسید, اگر واقعاً دوباره متولد شده اید و اگر خلقت جدیدی شده اید.
اگر دوباره متولد شوید, اما همچنان تمایل به سرزنش دیگران و گذشته را دارند, برای رفتارت, اعمال و اشتباهاتی که مرتکب می شوید, سپس این نشان می دهد که شما از آن بازخرید نشده اید پیرمرد جسمانی و گذشته ات و اینکه مثل اون راه نمیری خلقت جدید. تا زمانی که شخص دیگری بتواند به هر شکلی یا به هر نحوی دکمه های شما را فشار دهد, یعنی پیرمرد هنوز حضور دارد. بنابراین, وقت آن است که پیرمرد را کنار بگذار و به مرد جدید را قرار دهید.
انگشت را به جای دیگری نشان می دهد
در باغ عدن, پس از اینکه انسان از موقعیت خود سقوط کرد, انسان مسئولیت اعمال خود را بر عهده نگرفت بلکه تقصیر را به گردن دیگری انداخت. به جای اینکه به تقصیر خود اعتراف کنند و مسئولیت اعمال خود را بپذیرند و مقصر باشند, دیگران را مقصر می دانستند. آدم حتی خدا را به طور غیرمستقیم سرزنش کرد, با گفتن آن زن, که خدا به او داده بود, او را به گناه واداشت. آنها خود را اینها نمی دانستند, که از سخنان خدا نافرمانی کردند, اما خود را قربانی می دانند.
آنها در واقع با سخنان گمراه کننده مار وسوسه شدند, اما آنها تصمیم گرفتند که گوش کنند, به سخنان او ایمان داشته باشید و عمل کنید. آدم و حوا هر دو در مسئولیتی که خدا به آنها داده بود شکست خوردند. هر دو تبدیل شدند نافرمانی به سخنان خدا, با باور و عمل به دروغ های شیطان. حوا با سخنان مار وسوسه شد, و آدم از سخنان حوا وسوسه شد. با اعمالشان, آنها خلقت را بالاتر از خالق قرار داده بودند. خدا خیلی واضح بود, اما انسان سرکش شد.
شائول نیز از سخنان خدا نافرمانی کرد. او نمی توانست صبر کند و تصمیم گرفت به جای راه خدا راه خودش را برود. زمانی که ساموئل با رفتار و اعمالش با او روبرو شد, شائول مردم را مسئول دانست و آنها را به خاطر اعمال خود سرزنش کرد. شائول خود را مسئول اعمال خود نمی دانست. نه, مردم مسئول اعمال او بودند.
نمونه های بسیار بیشتری در کتاب مقدس در مورد افراد جسمانی وجود دارد, که نمی خواستند مقصر باشند و مسئولیت اعمال خود را بر عهده گرفتند اما در عوض دیگران را سرزنش کردند. انگشت را به سوی دیگران نشانه رفتند و آنها را به خاطر اعمالشان سرزنش کردند, برای رهایی از سرزنش, و احساس بد گناه.
چه کسی می خواهد تقصیر را به گردن بگیرد?
چرا مردم برای رهایی از سرزنش و احساس گناه همیشه به دنبال بهانه هستند و انگشت خود را جای دیگری نشانه می روند؟? چرا دیگران یا موقعیت ها را سرزنش می کنند به جای اینکه مسئولیت اعمال و اشتباهاتی که مرتکب شده اند بپذیرند?
چقدر مؤمنان به درگاه خدا فریاد می زنند و از او درخواست می کنند ‘چرا خدا, آه چرا', به محض اینکه اتفاق بدی برای آنها بیفتد یا به خواسته آنها نرسد. حتی گاهی خدا را به خاطر آن سرزنش می کنند. پیرمرد جسمانی هرگز مسئولیت نمی پذیرد و هرگز خود را مسئول نمی داند, اما همیشه دیگران را مقصر می داند.
مرد جدید مسئولیت اعمال خود را بر عهده می گیرد
مرد جدید, که بر اساس صورت خدا ساخته شده است, انگشت را به جای دیگری نشانه نمی رود و دیگران را به خاطر اعمال یا اشتباهات خود سرزنش نمی کند. عوض, مرد جدید مسئولیت اعمال خود را بر عهده خواهد گرفت و مقصر خواهد بود. حتی زمانی که مرد جدید متهم به کاری است که انجام نداده است, او نیازی به اثبات بی گناهی خود احساس نخواهد کرد. این به این دلیل است که او می داند, که خدا از همه چیز آگاه است. او از هر اندیشه و قلب انسان آگاه است و به هرکسی بر اساس اعمالشان خواهد داد. انسان جدید پدر خود را می شناسد و به او اعتماد دارد, درست مثل عیسی.
بزرگترین سرزنش کننده تمام دوران
بزرگترین سرزنش کننده تمام دوران عیسی مسیح است. در کل تاریخ بشر, هیچ کس مانند عیسی وجود نداشته است. عیسی بی گناه بود, اما او حمل کرد مجازات اعدام برای تمام گناهان بشریت. عیسی هیچ اشتباهی نکرد, او فقط خوبی کرد. اما زمانی که آدم خلقت را بالاتر از خالق قرار داد و گناه کرد، مجبور شد تاوان اشتباه آدم را بپردازد. اما عیسی آدم را سرزنش نکرد, نه شیطان. عیسی سکوت کرد و خود را فروتن کرد.
عیسی به زمین آمد اطاعت به پدرش, و رنج کشید و مرد, تا مردم را از ظلم شیطان رهایی بخشد, و طبیعت گناه آلود.

او می دانست, که او بی گناه بود, و او می دانست که پدرش نیز این را می دانست. این تنها چیزی بود که برای او مهم بود. برای او مهم نبود, آنچه مردم در مورد او فکر می کردند یا می گفتند.
زمانی که عیسی به دروغ متهم می شد, او این توانایی را داشت که دهان خود را باز کند و بی گناهی خود را ثابت کند. اما عیسی مجبور نبود بی گناهی خود را به مردم ثابت کند و به دنبال کمک آنها نبود. اما او به پدرش اعتماد کرد و از او و نقشه او اطاعت کرد.
در مورد مؤمنان هم همینطور است, که به خلقت جدیدی تبدیل شده اند و عیسی را دنبال کنید. هنگامی که شما یک مخلوق جدید هستید و می خواهید از عیسی پیروی کنید, سپس مسئولیت اعمال خود را بر عهده خواهید گرفت. علاوه بر آن, خواهید دانست که خواهید بود تحت آزار و اذیت توسط جهان, درست مثل عیسی. زیرا سیستم جهانی (پادشاهی تاریکی) و کلمه (پادشاهی خدا) کاملا متضاد هستند. لحظاتی پیش خواهد آمد که به دروغ متهم می شوید و به خاطر چیزی که نگفتید یا انجام نداده اید پاسخگو خواهید بود.. وقتی این اتفاق می افتد, شما مانند عیسی خواهید بود و انگشت را به جای دیگری نشانه نخواهید رفت, اما شما باید مسئولیت پذیر باشید و مقصر باشید.
نمک زمین باش’


