بسیاری از واعظان دیگر حقیقت کلام خدا را موعظه نمی کنند, زیرا آنها از بیان حقیقت خدا در کلیسا می ترسند. آنها در مورد حقیقت سکوت می کنند و انجیلی را موعظه می کنند. اما چرا بسیاری از رهبران مسیحی از موعظه حقیقت کلام خدا در کلیسا می ترسند?
بسیاری از واعظان پیام خود را با آنچه مردم می خواهند بشنوند تنظیم کرده اند
بسیاری از واعظان و رهبران کلیسا، انجیل عیسی مسیح و سخنان خدا را با آنچه که مردم دوست دارند و می خواهند بشنوند تنظیم کردند.. در نتیجه, آنها انجیل قدرتمند عیسی مسیح را به یک انجیل انسانگرایانه و بی قدرت تبدیل کرده اند, که بر روی ثروت و سعادت انسان جسمانی و زندگی روزمره آنها.
آنها فقط سخنان مثبت و ملایم را موعظه می کنند, و وعده های فوق العاده, برای یک زندگی مرفه و موفق, که به طور موقت به افراد کلیسا انگیزه می دهد. وعده ها را می دهند، اما خواسته ها و سخنان سخت و پند آمیز خداوند را رها می کنند, که بارها با هم مقابله می کنند و به توبه و حیات مقدس دعوت می کنند, بیرون. چرا بسیاری از واعظان این کار را انجام می دهند?
چرا بسیاری از واعظان دیگر تمام حقیقت خدا را تبلیغ نمی کنند?
بسیاری از واعظان دیگر تمام حقیقت خدا را تبلیغ نمی کنند زیرا از گفتن حقیقت می ترسند. آنها نفسانی هستند و توسط حواس خود هدایت می شوند, عواطف, و احساسات. آنها مبارزات مردم را می بینند و در مورد زندگی دشوار آنها و احساس گناه می شنوند. بنابراین, بسیاری از واعظان آنها را تنها می گذارند.
رهبران کلیسا نمی خواهند آنها را با انواع الزامات بار کنند, قاعده, مقررات, اصلاحات, و تنبیهات, به طوری که آنها بار بیشتری می گیرند و حتی بیشتر احساس گناه یا توهین می کنند.
به همین دلیل است, به جای موعظه تمام حقیقت خدا, آنها حقایق جزئی را موعظه می کنند, که حقیقت نیست. آنها چیزی را می گویند که مردم می خواهند بشنوند و احساس خوبی در مورد آن دارند.
من تو را قبل از خدا شارژ می کنم, و خداوند عیسی مسیح, که زنده ها و مردگان را در ظهور و پادشاهی او داوری خواهد کرد; موعظه کلمه; در فصل فوری باشید, خارج از فصل; توبیخ کردن, توبیخ کردن, با تمام مدت طولانی و آموزه ای تشویق کنید. زمان آن فرا می رسد که آنها آموزه صوتی را تحمل نکنند; اما بعد از شهوت های خودشان آنها معلمان خود را جمع می کنند, داشتن گوش های خارش دار; و آنها گوش خود را از حقیقت دور می کنند, و باید به افسانه ها تبدیل شود (2 تیموتی 4:1-4)
رهبران کلیساهای جسمانی پیام های جسمانی را موعظه می کنند
رهبران کلیساهای جسمانی پیام های جسمانی را موعظه می کنند, که برگرفته از عقول نفسانی آنهاست. این پیام ها روحیه افراد را تسکین می دهد و به آنها احساس خوشایندی می دهد, و به طور موقت به آنها انگیزه دهید.
همان پیام دنیا را می گویند و به مؤمنان دنیوی می آموزند روش ها و تکنیک ها مرفه شدن, موفق, و ثروتمند در زندگی.
این پیام افراد زیادی را به خود جلب می کند. چون, کسی که نمی خواهد یک زندگی مرفه و ثروتمند داشته باشد و بدون هیچ سختی موفق شود? اگر در دنیا کار کند, در کلیسا کار خواهد کرد.
و بنابراین پیام های نفسانی را تبلیغ می کنند و مردم را به سوی خود می کشانند, به جای موعظه حقیقت خدا و جلب مردم برای عیسی مسیح و پادشاهی خدا.
چون چه اتفاقی می افتد وقتی واعظ, کسانی که این پیام را موعظه می کنند به گناه می افتند? بیشتر مردم درس را رها کرده و کلیسا را ترک می کنند. گاه حتی ایمان را ترک می کنند, زیرا آنها از رهبر کلیسا ناامید شده اند.
این رفتار ثابت می کند که این افراد ایمان خود را بر اساس سخنان انگیزشی نفسانی رهبر بنا کرده اند, به جای سخنان روحانی عیسی مسیح; کلمه.
پیام در کلیسا چه اشکالی دارد?
اگر مسیحیان در زندگی مبارزه کنند و مشکلات و سختی ها را تجربه کنند, و/یا نسبت به خود احساس گناه کنند, شما باید تمام حقیقت انجیل عیسی مسیح را موعظه کنید. زیرا فقط حقیقت کلام خدا مردم را آزاد می کند و آنها را از شر آن رهایی می بخشد (خود) محکومیت.
اگر رهبران کلیسا حقیقت خدا را کتمان نمی کردند بلکه تمام حقیقت کلام خدا را با قدرت روح القدس موعظه می کردند., آنگاه بسیاری از مردم رهایی می یابند و از یوغ و بارهای سنگین خود رهایی می یابند. آنگاه سرانجام به آنچه میخواهند و آرزویش را دارند میرسند و این یک زندگی شاد و آرام بدون گناه و محکومیت است., اضطراب و ترس, از جمله ترس از مرگ.
عیسی وعده داد که استراحت کند
پیش من بیا, همه شما که زحمت میکشید و سنگین هستید, و من به شما استراحت می دهم. یوغ من را بر خود بگیرید, و از من بیاموز; زیرا من با قلبم و کم تحرک هستم: و برای روح خود آرامش خواهید یافت. برای یوغ من آسان است, و بار من سبک است (متیو 11:28-30)
عیسی وعده داد, که به آنها آرامش می دهد, کسانی که زحمت می کشند و سنگین هستند, زیرا یوغ او آسان است, و بار او سبک است.
عیسی وعده داد, که همه, که می گیرد یوغ او بر اوست و از او بیاموزید, زیرا او حلیم و فروتن است, برای روحش آرامش خواهد یافت.
اگر بنابراین, یک نفر هنوز خسته است, بار سنگین است و یوغ سختی را حمل می کند, آنگاه زمان آن فرا رسیده است که آن یوغ سخت را به عیسی بدهیم. وقت آن است که چیزهایی را که شخص با خود حمل می کند رها کنید.
عیسی نمی گوید, که مجبور نخواهی شد یوغ را به دوش بکشی یا باری نخواهی داشت و طوفان را تجربه نمی کنی.
همه خواهند کرد در زندگی از طوفان عبور کنید, هیچکس مستثنی نیست.
کتاب مقدس نمی گوید, که مسیحیان در زندگی خود طوفان نخواهند داشت. برعکس, مسیحیان مقاومت زیادی از محیط اطراف خود و آزار و اذیت جهان را تجربه خواهند کرد, بخاطر ایمانشون.
تنها تفاوت مؤمن و کافر این است, که ایماندارانی که از نو متولد شده اند بر روی کلام بنا شده اند, و در مسیح بمان. مؤمنان نباید تحت تأثیر شرایط قرار گیرند و تحت کنترل قرار گیرند. آنها روی کلمه می ایستند و کلمه را ترک نمی کنند.
آنها غر نمی زنند, شکایت کردن, غرق شدن در ترحم خود, دیگران را سرزنش کنید (از جمله خدا) و خود را مملو از نگرانی می کنند, اضطراب, و استرس. اما در میان آشفتگی آنها, آنها شادی و آرامش خدا را که از رابطه آنها با او ناشی می شود، تجربه خواهند کرد. (همچنین بخوانید: زندانی شرایط).
وقتی مردم به اندازه کافی احساس گناه می کنند چه می گوید
وقتی مردم احساس گناه می کنند و محکوم می شوند, مشکلی در رابطه با عیسی مسیح و پدر وجود دارد.
در حقیقت, در حقیقت, من به تو می گویم, کسی که حرف مرا می شنود, و به کسی که مرا فرستاد ایمان آورد, زندگی ابدی دارد, و محکوم نخواهد شد; اما از مرگ به زندگی منتقل می شود (John 5:24)
شاید آنها دوباره به دنیا نیامده اند یا یک تولد ندارند ذهن تجدید نشده, که باعث محکومیت می شود, زیرا آنها به اندازه کافی احساس خوبی ندارند و هنوز هم خودشان را a گناهکار
اما همچنین ممکن است آنها نخواهند به کلام خدا گوش دهند و مایل نباشند پیرمرد را کنار بگذار. آنها می خواهند به این کارها ادامه دهند, که مخالف اراده خدا است. بنابراین آنها خود را محکوم می کنند, که باعث احساس گناه می شود.
چگونه از احساس گناه و محکومیت رهایی پیدا کنیم?
فقط با تبلیغ حقیقت کلام خدا و رعایت کلام خدا, مردم از احساس گناه و محکومیت رها شوند.
اولین چیز, که وقتی تو ناپدید می شود توبه کردن و تبدیل شدن دوباره متولد شده است احساس گناه است.
این به این دلیل است که در عیسی مسیح, تو از هر عیب رهایی یافته ای; هر گناه و ناروایی. شما دیگر گناهی ندارید
اگر بر اساس کلام و روح القدس در عدالت زندگی می کنید, انجام خواست خدا, شما از محکومیت آزاد می مانید, که باعث احساس گناه می شود.
اما اگر جسمانی بمانید و به زندگی بر اساس جسم ادامه دهید, انجام کارهایی که دنیا انجام می دهد, و قبل از توبه انجام دادی, خوب, سپس احساس گناه باقی می ماند. این به این دلیل است که زندگی شما بدون تغییر می ماند و شما واقعاً توبه نکرده اید.
این پیام اغلب موعظه نمی شود, زیرا واعظان بیشتر مؤمنان را راضی می کنند, با موعظه حقایق جزئی, که دروغ است و آنها را در کلیسا نگه می دارد.
به عنوان مثال, آنها می گویند که مهم نیست چگونه زندگی می کنید, تا آنچه را که میخواهید انجام دهید، زیرا خداوند شما را به هر حال دوست دارد و شما را همانگونه که هستید خلق کرده است.
آنها از گفتن حقیقت خدا می ترسند زیرا می دانند که حقیقت مستلزم تغییر در زندگی شنونده است. و بسیاری از شنوندگان نمی خواهند عمل کننده شوند و زندگی خود را تغییر دهند.
آنها حاضر نیستند قیمت را پرداخت کنید و پیرمرد را کنار گذاشت. آنها می خواهند خودشان تصمیم بگیرند و زندگی کنند, طوری که می خواهند زندگی کنند. بنابراین بسیاری از مؤمنان با بارهای سنگین زندگی می کنند, محکومیت, و احساس گناه.
آیا واعظان در خدمت خدا هستند یا در خدمت مردم?
امروزه مبلغان زیادی وجود دارد, کسانی که متعلق به دنیا هستند و دیگر در خدمت خدا نیستند، بلکه در خدمت مردم هستند. آنها آنچه را که مردم می خواهند بشنوند موعظه می کنند. اما رهبران کلیسا در خدمت مردم نیستند، بلکه در خدمت خدا هستند.
یک رهبر کلیسا باید به مردم خدمت کند, اما نباید در خدمت مردم بایستد. "خدمت کردن’ و «ایستادن در خدمت’ دو چیز کاملا متفاوت هستند.
خداوند افرادی را به عنوان رهبر منصوب کرد, به نمایندگی از او, کلام او, و پادشاهی او. بنابراین رهبران کلیسا باید به خدا گوش دهند, او را بندگی و اطاعت کن و مطابق میل او زندگی کن.

آنها نباید از ذهن جسمانی خود صحبت کنند, به دلایل خودخواهانه و برای منافع شخصی, زیرا آن شخص برای خود مرده است, و گوشتش را گذاشت.
فرد به دنبال پیامی برای جلب هر چه بیشتر افراد برای رشد نیست. اما شخص به دنبال حقیقت است و از دست دادن مردم به خاطر تبلیغ حقیقت نمی ترسد.
فرد روی سود مالی متمرکز نیست, شهرت, و توسط مردم بر روی سکو قرار گیرد, اما شخص فقط یک هدف دارد و آن تعالی عیسی مسیح و احترام به پدر است.
به همین دلیل, انسان باید به خدا گوش کند و صحبت کند, آنچه خدا باید از طریق کلام و روح القدس بگوید و از سخنان او منحرف نشود.
کلمات, که شخص باید بعد از خواست خدا صحبت کند, نه تنها عیسی را تعالی می بخشد و پدر را گرامی می دارد, اما سخنان حقیقت انسان روحانی را نیز تقویت می کند.
کلام خدا برای انسان جدید روحانی روح و حیات است
ممکن است سخنان خدا سخت باشد, دردناک, مقابله ای و نه همیشه مثبت و خوب برای انسان جسمانی, بلکه برای انسان روحانی, سخنان خدا حیات خواهد بخشید, شادی, و آرامش و باعث می شود که انسان روحانی به شکل عیسی مسیح رشد کند.
سخنان خدا حقیقت است, و تنها حقیقت کلام خدا مردم را از دروغ های شیطان رها می کند.
حقیقت فقط مردم را از دروغ های شیطان رها نمی کند, اما حقیقت باعث می شود که مردم بیدار و مراقب روحانی باشند و به فرزندان بالغ خدا تبدیل شوند., که نیستند شرمنده از انجیل عیسی مسیح, اما آنقدر جرأت داشت که کلام خدا را موعظه کند و آنچه را که عیسی دستور داده است انجام دهد.
بنابراین, زمان آن فرا رسیده است که همه آن موعظه های «احساس خوب» را از کلیسا حذف کنیم, که عمدتاً مبتنی بر تجربیات و فلسفه های شخصی انسان است, که به طور موقت باعث ایجاد احساسات خوشایند و انگیزشی می شود, و عواطف و احساسات انسان نفسانی را خشنود می کند, و کلام خدا را برگردانید و موعظه کنید, آنچه خدا باید از طریق کلام و روح القدس به کلیسا بگوید. مهم است که انجیل عیسی مسیح و حقیقت کلام خدا باشد, که مردم را به توبه و تقدیس فرا می خواند, دوباره موعظه می شود. به طوری که, روح ها برای پادشاهی خدا به دست می آیند, به جای آن که روح ها برای پادشاهی تاریکی متنعم می شوند.
تنها یک راه وجود دارد, و آن از طریق شمشیر روحانی است; کلام خدا, که حتی به شکاف روح و روح نفوذ می کند(عبری 4:12). زمان آن فرا رسیده است, که رهبران به آن تکیه نمی کنند (آنها) خود دانش بشری, فلسفه, و علم و اینکه روش های دنیا را کپی کرده و در کلیسا به کار می برند, بلکه به عیسی مسیح زنده تکیه کنند و به او ایمان داشته باشند و به آن عمل کنند نام عیسی.
پولس مسیح مصلوب شده را موعظه کرد و بر او تکیه کرد
درست مثل پل, که از روح القدس پر شده بود و از انجیل عیسی مسیح خجالت نمی کشید. پولس رسول از موعظه حقیقت خدا هراسی نداشت, با وجود تمام مقاومت ها و جفاهای انسان و . پولس از خدا می ترسید نه از مردم, و بنابراین او جرأت نمی کند چیز دیگری را موعظه کند, سپس عیسی مسیح مصلوب.
پولس قدرت صلیب را می دانست و بر آنچه عیسی در صلیب انجام داده بود تکیه کرد, به جای تکیه بر عقل خود, دانش, خرد, فلسفه, و نظریه های جهان. او به نام خود و اختیاراتش نرفت, اما در نام عیسیو در اختیار اوست
پل با کلمات فریبنده نیامد, که تأثیر موقتی بر احساسات و عواطف جسمانی پیرمرد داشت. چون پل می دانست, که حرف خودش, هیچ قدرتی نداشت و به هیچ منجر نمی شد. او قدرت کلام و تأثیر کلام را بر مردم می دانست. به همین دلیل است, او سخنان خدا را گفت و سخنان روح را گفت, که با انسان نفسانی مواجه شد, و آنها را به توبه دعوت کرد, مردم را تحویل داد و آزاد کرد, و باعث شد که انسان روحانی در مسیح بزرگ و بالغ شود, و شبیه او شوید.
از مردم نترس, اما از خدا بترسید
عیسی گفت, که نباید از مردم و آنچه ممکن است با شما انجام دهند بترسید, بلکه بهتر است از او بترسید, کسی که قادر است روح و جسم را در جهنم نابود کند. زیرا روز قیامت برای همه فرا می رسد.
و از کسانی که بدن را می کشند نترسید, اما قادر به کشتن روح نیستند: بلکه از او بترسید که قادر است روح و جسم را در جهنم هلاک کند
متیو 10:28
در این روز, هر کس باید حساب هر سخن بیهوده ای که گفته شده و کارهایی که انجام داده است بدهد. به قولی که گفته اند و کارهایی که انجام داده اند, آنها باید توجیه یا محکوم شوند (A.O. متیو 12:36-37; 16:27-28; وحی 20:12-15).
اما من به شما می گویم, که هر کلمه بیهوده ای که مردم به زبان می آورند, در روز قیامت حساب آن را خواهند داد. زیرا با سخنان خود عادل خواهی شد, و با گفتار تو محکوم خواهی شد
متیو 12:36-37
نمک زمین باش’




